قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1689

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال دويست و هشتاد و چهارم و دويست و هشتاد و پنجم از رحلت خير البشر و در سال دويست و هشتاد و چهارم از رحلت ، ذكرويه با جمعى كثير از متابعان خود سر راه قافلهء حجّاج را كه از خراسان متوجّه زيارت حرمين شده بودند ، گرفته بيست هزار كس را به قتل رسانيد و دو هزارهزار دينار از آن قافله به دست آورد و زن و فرزند ايشان را اسير گرفت و زنان قرامطه آب برداشته ميانهء مجروحان قافله مىگشتند و آن مردم را به دلسوزى تمام فرياد مىكردند كه : اى حاجيان ، كدام يك از شما تشنه است كه آب حاضر است . و هر كدامى از آن جماعت كه از ايشان آب مىطلبيد او را آن زنان مىكشتند . چون خبر به مكتفى خليفه رسيد از اطراف و جوانب لشكرهاى بىكران به دفع آن بدبخت نامزد فرمود . بعد از تلاقى فريقين تمامى آن جماعت به قتل رسيدند و ذكرويه زخم بر سر خورده زنده به دست افتاد . بعد از پنج روز ، او نيز راه جهنم پيش گرفت . خليفه فرمود تا سر او را به بلاد خراسان فرستادند تا مردم به ترس او از حجّ بازنمانند . و در اين سال ، احمد بن كيغلغ ، والى شام ، از راه طرسوس به غزوهء روم رفت و چهار هزار نصارى به قتل رسيد و پنج هزار نفر از زن و فرزند ايشان اسير گرفت و جمعى كثير از بطارقهء رومى به اسلام درآمدند . چون قيصر روم اين خبر شنيد لشكرى عظيم به جنگ احمد فرستاد . احمد آن لشكر را نيز هزيمت داده غنايم بسيار به دست آورد و چون به بغداد آمد خليفه او را اكرام و تعظيم بسيار نمود و باز آن ولايت را با زيادتى آنچه او مىخواست به او ارزانى داشت . و در منتصف ماه صفر سال دويست و هشتاد و پنجم از رحلت ، اسماعيل سامانى از دار فنا